زمزمه های انتظار

خورشیدا

نور وجود توست که آتش شوق را در دل تاریک ما بر می فروزد و گرمای حضور توست که گوهر وجود را در میان کوران و سرمای دوران به زیر کوه های یخین زنده نگاه می دارد

عزیزا

بس طولانی است که این نگاه های منتظر، به راه آمدنت دوخته مانده است و اندوهبار که دیده هایمان به راهت سپید گشت و هنوز سپیده دمان طلوع تورا نظاره نکرده است

موعودا

وعدهء دیدار تو و نیوشیدن صدای پر مهرت خواب را از زبانمان می زداید و ذکر نامت را بر زبانمان روشن نگاه می دارد

افسوس

چه باغبانانی که از بین ما رفنتند و زمان ظهور تورا درک نکردند

امید

که پرچم اندیشه شان را بدست ما سپردند و نوید دیدارت را به گوش ما امانت نهادند

در راه تو ای یوسف مصر وجود…! چه گام ها که نرفتیم و چه رنج ها که نبردیم

خورشید گرم تابستان را به خنکای طراوت کلامت سرد کردیم و یخ و برف زمستانی را به گرمای نگاهت آب نمودیم

ای کلامت آب گوارای لب های خشکیده دل های بندگان

ای نگاهت کیمیای قلب های یخ بسته در اوج سرمای زمان

ای آسمان پر ستاره، ای بیکران آبی.

تو امید هر مأیوسی

تو اوج آرزوی پرنده های محبوس

تو منتهای آمال ماهی های حوضی

تو کیستی که خورشید خجل از نور توست و روی ماه کم شده از روی توست

تو آنی که یوسف پیمبر خادم درگاه توست و خضر نبی ملازم درگاهت

هم آنی که… آدم تا خاتم…، عیسا و موسای کلیم…، نوح نبی و ابراهیم خلیل

در اوج خستگی و ترس، در تمام لحظه های سخت،

چشم امید به روزگار حضور تو سپردند

ای زیباترین گل بوستان خدا در زمین

ای جانشین انبیاء و اولیاء

به کدامین گناه روسیاهان، نگاه را دریغ می داری؟

و به کدامین دعای مشتاق نظر مهربارت خواهد افتاد؟

بر ما هم ببار! ای طراوت باران بهاری از تو

برما هم بتاب! ای انرژی بخش گرمای خورشید

ای منتها آرزوی آرزومندان! آرزوی تو همه آمال ماست نه بالاترین آن‌ها

خواسته ما از خدا ظهور توست که همه چیز در ظهور توست

و خواسته ما از تو نیم نگاهی است به ما که رنج و درد و غم دوری تو را از یاد بریم

ای نگاهت کیمیا، ای کلامت کیمیا

در پس کدامین ابر غیبت مانده ای که گرمایت جان را می نوازد و چهره نمی نمایی! ای دوای دردهای کهنه تاریخ…! ای داروی زخم ستمدیدگان

در کجای این هستی نظاره گر ظلم نشسته ای و چشم به فرمان خدا دوخته ای؟

ای صبر بی پایان خدا در وجود تو آکنده

ای چشم بینا و ای گوش شنوای خدایی

ای که به اشارتی بنای ظلم در هم افکنی و کارنامه ننگینشان به هم پیچی! ای دست قدرت خدا در زمین! ای نور هدایت خد

ای سبزی هر باغ و چمن

ای سپیدی نیلوفری

ای مهدی

آقای من! مولای من! ای جان جهان

امسال هماسان سالهای پیش و اینبار بیشتر و مشتاق تر

میلاد پر شکوهت را گل می افشانیم و جشن به دنیا پا نهادنت را به پا می داریم باشد که به گوشه چشمت این تحفه در نظر آید و قبول درگه ایزدی افتد

و این بار در این بزم پر شکوه شمع روشن می داریم!… به پاس میراث پدران و مادران عزیزمان که پیام رسان حقیقت وجود تو شدند

ما و دوستان…، خویشان و رفتتگان

همه و همه باهم یک صدا! با نیتی پاک و دلی سرشار از امید

تمنای ظهورت را ای رحمت للعالمین از درگاه ارحم اراحمین فریاد می داریم

باشد که امسال            انشاءالله



یک یادداشت بگذارید

کلیه حقوق معنوی این سایت متعلق به شبکه دررنت می باشد Back to top